تبليغاتX
پرستوی مهاجر
درباره ما
با من بگو تو کیستی، مهری؟ بگو، ماهی؟ بگو

خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو،آهی؟ بگو



راندم چو از مهرت سخن ، گفتی بسوزودم مزن

دیگربگو از جان من ، جانا چه می خواهی؟ بگو



گیرم نمی گیری دگر، زآشفته ی عشقت خبر

بر حال من گاهی نگر، با من سخن گاهی بگو



ای گل پی هر خس مرو، درخلوت هر کس مرو

گویی که دانم ، پس مرو، گرآگه از راهی؟ بگو



غمخواردل ای مه نیی ، ازدرد من آگه نیی

ولله نیی ، بالله نیی ، از دردم آگاهی بگو



برخلوت دل سر زده ، یک ره درآ ساغرزده

آخر نگوئی سرزده ، از من چه کوتاهی؟ بگو



من عاشق تنهائی ام ، سرگشته ی شیدائی ام

دیوانه ی رسوائی ام ، تو هر چه می خواهی بگو


××××××××××××××××××
با سلام:
اين وبلاگ با تمام خاطرات زيباي كه داشت و با آماز بالا يه بار حذف شد
ولي چون خودم خيلي احساس نياز ميكردم كه يه جاي باشه كه دوباره بنويسم مجبور شدم اين وبلاگ را بازسازي كنم
البته اصلا برام مهم نيست كه آمار روزانه ي بالاي داشته باشم يا كامنت هاي زيادي دوستان برام بزارند
فقط فقط براي دل خودم مينويسم يا مطالبي زيباي كه از جاهاي ديگه گير بيارم اينجا ميزارم تا يك كم آروم بشم ديگه احساس تنهاي نكنم و افسردگي نگيرم
اميدوارم دقايق خوبي را در اين وبلاگ سپري كنيد

لینکستان
لوگوی دوستان

لینکدونی
امکانات

اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد ! تماس با مدير سايت ! اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها ! لينک RSS






Powered by WebGozar


توضیحات در باره وبلاگ
از این پس شما می‏توانید وبلاگ پرستوي مهاجر را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید:

ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه
به زبان آلبانیایی ترجمه
به زبان بلغاری ترجمه
به زبان کاتالان ترجمه به
زبان چینی ترجمه به زبان چکی ترجمه
به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه
به زبان استونيايي ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه
به زبان فنلاندی ترجمه به زبان روسی ترجمه به
زبان صربستانی ترجمه
به زبان اسلواکیایی ترجمه
به زبان اسلووِنیایی ترجمه به
زبان اسپانیایی ترجمه به
زبان سوئدی ترجمه
به زبان تایلندی

ترجمه به
زبان یونانی ترجمه به
زبان هندی ترجمه
به زبان مجاری ترجمه
به زبان اندونزیایی  ترجمه
به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسیترجمه به
زبان ایتالیایی ترجمه به
زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به
زبان لاتویایی ترجمه
به زبان لیتوانیایی ترجمه به
زبان مالتی ترجمه به
زبان لهستانی ترجمه
به زبان پرتغالی ترجمه به
زبان ترکی ترجمه
به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامیترجمه
به زبان آلمانی

نه باران ، نه عشق ، نه چشم هایی رو به ماه
نه باران ، نه عشق ، نه چشم هایی رو به ماه
غروب همین نه باران و عشق بود

که در راههای بی ترانه و عابر دور می شدم
غروب همین نه چشم هایی رو به ماه بود
که ماه در چشم هایم
تا کنار چهره ها و صداهای این همه سال آمد
غروب کمی از باران ها و عشق بود
که چشم در چشم ماه
از مادرم دور شدم
در راه
لب هایی خسته می گفتند
چشم های کودکی را با خود آورده ام
که شب ها ،خواب ماه می بیند
می گفتند
صدایی با خود آورده ام
که از غروب های ماه می گوید
می گفتند
کنار آخرین مکث ماه
قدم هایم ناتمام می ماند
در کجای زمین
در کجای چشم انتظاری رو به ماه
در کجای دستهای سرگردان مادرم
فراموش می شوم ؟
در شب باران و عشق
در شب آخرین مکث ماه ...
انگشت ات را به سمت ماه بگیر
من
آنجا
خواهم مرد ...
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 در ساعت 22:20

لینک ثابت |

از من بگریزید

من رانده زمیخانه ام ازمن بگریزید

درد ی کش دیوانه ام ازمن بگریزید

دردست قضا جان بلب و دیده به مینا

سرگشته چو پیمانه ام از من بگریزید

زنجیری جادوی هوسهای محالم

افسونی افسانه ام ازمن بگریزید


بقیه تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 در ساعت 22:32

لینک ثابت |

پرتو فانوس

تا آب شد از شعله ی دیدار نگاهم

چون اشک فرو ریخت زرخسار نگاهم

از خانه ام آن شوخ چنان رفت که بگذ شت

چون پرتو فانوس ز دیوار نگاهم

گردید پر از حیرت من کوه و بیابان

پیچید چو فریاد به کهسار نگاهم

<<<<بقیه تو ادامه مطلب >>>>


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 در ساعت 21:41

لینک ثابت |

مسافر
گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!


نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ جمعه هفدهم مهر 1388 در ساعت 17:25

لینک ثابت |

مرگ چیست؟
نمی دونم مرگ شبیه دریاست یا دریا شبیه مرگـه .


چون وقتی یه انسان ، یه جایی دور از خشکی توی آب دریا می ا ُفته :

یا بعد از لحظاتی ، غرق می شه و . . . مرگ ،

یا بعد از مدتی دست و پا زدن . . . مرگ .

خـب . . .

اگر تا به حال ، تا دم ِ مرگ رفته باشید و برگشته باشید و یا مثل ِ من خواب مرگ رو دیده باشید ، می دونید که مرگ هم یه نوع دریاست که نامرئی هستش .
سراسر ِجهان ، پوشیده شده از این دریای نامرئی ، و ما معمولا ً این دریای خروشان ِ نامرئی رو نمی بینیم . معمولا ً بیش از نیمی از ما انسانها اغلب اوقات در کنار ساحل این دریا هستیم

بقیه تو ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ جمعه هفدهم مهر 1388 در ساعت 16:38

لینک ثابت |

صبر سنگ
صبر سنگ

روز اول پیش خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز می گفتم
لیک با اندوه و با تردید

روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا می کشت
باز زندانبان خود بودم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 در ساعت 0:3

لینک ثابت |

سهراب سپهری

غمی غمناک


شب سردی است,و من افسرده.
راه دوری است,و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.


می کنم,تنها,از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 در ساعت 0:0

لینک ثابت |

وقتی رفتم

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

بقیه تو ادامه مطلب  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 در ساعت 23:37

لینک ثابت |

نظر شما چیست

تصمیم به بازسازی این وبلاگ گرفتم

نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ جمعه یکم آذر 1387 در ساعت 7:30

لینک ثابت |

این وبلاگ برای همیشه تعطیل شد
 

سلام  به همه

این وبلاگ برای همیشه با همه خاطرات خوبش تعطیل شد

 

باور کنید ناخواسته بود

 

اگرزنده بودم یک روزی دوباره بر میگردم این وبلاگ را میسازم 

 

پس از همه معذرت خواهی می کنم 

 

آموزشکده کامپیوتر

 

مخلص همه هستم

نوشته شده توسط علی بهادری در تاریخ جمعه نوزدهم مهر 1387 در ساعت 14:38

لینک ثابت |

آخرین مطالب ارسال شده