با من بگو تو کیستی، مهری؟ بگو، ماهی؟ بگو
خوابی؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو،آهی؟ بگو
راندم چو از مهرت سخن ، گفتی بسوزودم مزن
دیگربگو از جان من ، جانا چه می خواهی؟ بگو
گیرم نمی گیری دگر، زآشفته ی عشقت خبر
بر حال من گاهی نگر، با من سخن گاهی بگو
ای گل پی هر خس مرو، درخلوت هر کس مرو
گویی که دانم ، پس مرو، گرآگه از راهی؟ بگو
غمخواردل ای مه نیی ، ازدرد من آگه نیی
ولله نیی ، بالله نیی ، از دردم آگاهی بگو
برخلوت دل سر زده ، یک ره درآ ساغرزده
آخر نگوئی سرزده ، از من چه کوتاهی؟ بگو
من عاشق تنهائی ام ، سرگشته ی شیدائی ام
دیوانه ی رسوائی ام ، تو هر چه می خواهی بگو
××××××××××××××××××
با سلام:
اين وبلاگ با تمام خاطرات زيباي كه داشت و با آماز بالا يه بار حذف شد
ولي چون خودم خيلي احساس نياز ميكردم كه يه جاي باشه كه دوباره بنويسم مجبور شدم اين وبلاگ را بازسازي كنم
البته اصلا برام مهم نيست كه آمار روزانه ي بالاي داشته باشم يا كامنت هاي زيادي دوستان برام بزارند
فقط فقط براي دل خودم مينويسم يا مطالبي زيباي كه از جاهاي ديگه گير بيارم اينجا ميزارم تا يك كم آروم بشم ديگه احساس تنهاي نكنم و افسردگي نگيرم
اميدوارم دقايق خوبي را در اين وبلاگ سپري كنيد